
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
خر بودم فک کردم دعوا تموم شده. خر بودم که فک کردم همه چی خوب شدع. حس میکنم همه چی تمومه. یعنی باید تموم بشه. نمیتونم تعریف کنم اوضاع خوب نیست اصلا ...
ادامه مطلب
سلااام مهربونااا خب بشینم تعریف کنممم☺️xa0 اون شبی که پست گذاشتم فردا ظهرش حرکت کردیم به سمت شهر آقایی(من داداشی،مامان بابا و عزیزجون) شام شهر مامان بودیم که دو ساعت تا شهر آقایی فاصله داره.شب شامو خونه پسرخالم بودیم و بعد شام بابا رف گلمو که سفارش داده بودیم اورد و شبونه راه افتادیم...توی ماشین لباسای مشکیمو پوشیدم. وقتی رسیدیم طفلک همسری انننقد خسته بود که موبایل به دست خوابش گرفته بود. وااای دلم برای پدرشوهرم آتیش کرفت واقعا طاقت ناراحتیشو ناراحتمآخر شب همسری بیدار شد و من وقتی تنها شدیم حساب...
ادامه مطلب